دوره اسلام:

در مورد تحولات حاکم بر این منطقه در این دوره٬ قطعا به دلیل همجواری چهارمحال و بختیاری با خوزستان که دروازه ورود اسلام به ایران می باشد می توان ردپای تاریخ این دوره در چهارمحال و بختیاری و بلداجی  را نیز با پژوهش ها و تحقیقات پیدا نمود.

 

آلن زاگارل سکونتگاه دوره اسلامی را در این منطقه به اثبات رسانده است.وی در یکی از تپه های روستای آقبلاغ در شرق بلداجی آثاری از سکونت در دوره اسلامی مشاهده نموده است. صفحه ۲۲ همان منبع

وجود بقعه متبرکه امام زاده حمزه بن علی (ع) از نوادگان امام سجاد (ع) در شهر بلداجی اهمیت این منطقه را در دوره حکومت خلفای عباسی نشان میدهد.پس از شهادت امام رضا(ع) کلیه امام زاده ها جهت توسعه مذهب تشیع٬ کاروانهای متعددی رو به ولایت ایران نهادند .کاروان امامزاده حمزه علی(ع) نیز در ورود به این منطقه با سپاه عباسی درگیر می شوند که آن حضرت در این درگیری به درجه رفیع شهادت نائل می گردد و در بالای کوه به خاک سپرده می شود.

منبع: شجره نامه امامزاده مربوط به ۱۲۰۵ه.ق

امام زاده حمزه بن علی(ع)بلداجی-قدیمی ترین تصویر

دوره ترکان سلجوقی:

 با انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت ترکان سلجوقی٬ چهارمحال به عنوان یکی از مناطق تفرجگاهی و پایتخت موقت بهار و تابستان مورد توجه پادشاهان این سلسله قرار میگیرد.

 بلداجی پایتخت بهاری ارسلان بن طغرل سلجوقی:

در کتاب راحة الصدور و روایهٔ السرور در تاریخ آل سلجوق محمد بن علی بن سلیمان راوندی چنین اشاره گردیده است:

در فصل بهار سنه خمس و ستین ٬سلطان(ارسلان بن طغرل سلجوقی)از اصفهان به کندمان و مرغزار بلاسان شد و تابستان با در به همدان آمد و کار نسق  نظام تمام یافت و سلطان  زمستان به ساوه و گاهی به همدان و گاهی بهار به مرغزار نعل بندان و مرغزار چرخ  می بود

 منبع :راحة الصدور و روایهٔ السرور در تاریخ سلجوق.چاپ دوم.۱۳۶۴ و.صفحه ۱۱۷ و ۱۱۸.میراث مکتوب جامع التواریخ( تاریخ آل سلجوق) تالیف رشیالدین فضل الله همدانی ( در گذشته ۷۱۸ه.ق) تصحیح و تحشیه محمد روشن.چاپ اول

در منطقه بلداجی و گندمان تنها مرغزار بالاشگرد تشابه اسمی به مرغزار بلاسان دارد و به قطع و با توجه به حضور با سابقه پادشاهان اشکانی در این مرغزار میتوان حضور ارسلان شاه سلجوقی را نیز در مرغزار بالاشگرد( بلاشان/ بلاسان) به اثبات رساند.

 

امیر بلداجی فرمانده سلجوقی :

نظامیان سلجوقی را امیر میگفتند که در مراتب مختلف از جمله فرماندهی نظامی، فرمانروایی شهرها و ولایات و انجام­ وظیفه زیر نظر امرای صاحب­ منصب قرار می‌‌گرفتند.

سلجوقنامه، حکومت سلجوقی را برآمده از تلاش متحد امرا می‌داند که هدفی مشترک را که همانا دست­یافتن به سرزمین­های زرخیز ماوراءالنهر و خراسان و در ادامه دیگر بلاد اسلامی تا دریای مدیترانه بود، دنبال می‌کردند. از­این­رو، در ابتدای امر، قلمرو فتح­شده میان امرای سلجوقی که طغرل (455-431.ق) یکی از آنها بود تقسیم می‌شد.

بدین­ ترتیب سلجوقیان بنا بر سنت قبیله­ های ـ بدوی خود سعی داشتند با تقسیم قلمرو میان امرای بزرگ، ضمن خشنود نگه­داشتن آنان، حکومت خود بر قلمروهای وسیع تسخیر شده را تضمین نمایند. شاید همین اقدام آن­ها که در دوران استقرار با اعطای اقطاع به امرا و نظامیان در قبال خدمات و فتوحات ادامه می‌یافت یکی از عوامل موفقیت سلجوقیان در حفظ حکومت خود برای مدتی نسبتاً طولانی بود

آناطولی پس از سلیمان:

 در سال۴۷۸/۱۰۸۵ قراتکین٬فاتح چنکری و قسطمونی٬ سینوپ را گرفت و در همین سال امیر بلداجی به نواحی دست بالای رود جیحان حمله برد.

منبع: تاریخ اسلام-پژوهش دانشگاه کیمبریج- زیر نظر پی.ام. مولت و آن.ک.س.لمبتون- ترجمه احمد آرام-انتشارات امیر کبیر- ۱۳۷۸-چاپ دوم.صفحه ۳۲۳ و۳۲۳

 الناضول فی العهد سلاجقه و الامارات الترکیه .ترجمه:علی بن محمد عوده،الغامدی.ص10

حضور سلجوقیان در مرغزار بلداجی و حمله امیر بلداجی به منطقه رود جیحان قابل تامل می باشد. احتمال دارد در زمان حضور سلجوقیان در مرغزار این ناحیه که گاها به چند ماه به طول می کشید با شناخت از مردم ساکن در منطقه یک نفر به عنوان فرمانده/ کماندو جهت توسعه قلمرو سلجوقیان انتخاب شده باشد.

در سایت ترکیه ای با جستجوی  امیر بلداجی چنین توضیح داده شده است:

سلیمان شاه پس از فتح انتاکیه٬شهرها و قلاع مرتبط با آن یعنی باگراس٬سامان داغی٬ اسکندرون٬ ارتاخ٬ حاریم و...را یک به یک فتح نمود.در همین سال ۱۰۷۵ میلادی امیر بلداجی از امیران وابسته به او ٬ البستان ٬ گوک٬ مرعش و...از شهرها و قلاع را فتح نمود و جزو قلمرو دولت سلجوقیان ترکیه در آورد.به این صورت مرزهای دولت به حدود رود فرات و حوالی حلب گسترش یافت.از کتاب علی سویم.

امیر بلداجی از گسترش دهندگان قلمرو دولت سلجوقیان ترک

محمد قجقی ترکمن شناس نیز در سایت خود از امیر بولداجی نام برده است که موفق به فتح البستان و بهسنی و حومه آن در سال ۱۰۸۵ م شده است.WWW.pyragy.ir

 

موقعیت سلاجقه روم درسال1190میلادی-صد سال پس از فتح آن توسط امیر بلداجی

 

در کتاب چهارمحال و بختیاری در عهد افشاریه نوشته قاسم فتاحی در مورد ترک زبانان چهارمحال و بختیاری چنین آمده است:

در مورد اقوام ترک زبان به استثنای قشقایی ها٬شاید بتوان دیگر اقوام ترک ساکن در منطقه را از بازماندگان ترک نژادی دانست که از ایام استیلای سلجوقیان بر ایران ٬ در این نواحی استقرار یافته اند و به دنبال لشگر کشی های تیمور به ایران تعداد آنها در این منطقه افزایش یافت.صفحه ۲۹ و۳۰

 

بلداجی در دوره اتابکان فارس(ترکان سلغری):

اتابکان فارس یا سلغریان گروهی بودند از ترکمنان که از نیمه قرن ۶ هجری (۱۲ میلادی) در زمان ضعف دولت سلجوقیان قدرت را در فارس به دست گرفتند.

بلداجی تحت قلمرو امیر مودود سلغری:

نور محمد مجیدی به نقل از تاریخ وصاف می نویسد:

چون مملکت آل سلجوقی در فارس برآمد...امواج تراکمه از نواحی قفچاق مخدر گشتند.یعقوب بن ارسلان با جمعی از لشگریان قصبه خوزستان را بهر اقامت اختیار کرده و امیر مودود سلغری امیر سلغریان به صحرای گندمان فرود آمد و از آنجا تا به عرصه کهگیلویه خیمه اقامت بر افروختند. صفحه ۲۳۷- ۱۳۷۱

دشت قفچاق( قبچاق) منطقه ای در بالای خوارزم( ماورا النهر آسیای میانه) می باشد.

از متن فوق پیداست که بعد از ارسلان شاه سلجوقی که چمنزار بلداجی و گندمان در قلمرو وی بوده است در قلمرو امیر مودود سلغری قرار گرفته و جمعیتی از ترکان قفچاق را در آنجا اسکان میدهد.

 یعقوب بن ارسلان از آخرین امرای سلجوقی بود که به دست سلاجقه روم منقرض می گردد.

دوره ترکان تیموری:

در کتاب جامع التواریخ حسنی تالیف تاج الدین حسن بن شهاب یزدی(۸۵۵-۸۵۷ه.ق) در احوال بازماندگان تیموری ٬ گندمان محل حضور قشقایی ها معرفی شده است که در آن زمان قدرت تثبیت شده ای در این منطقه به شمار می رفتند و توانستند پادشاهی چون سلطان ابراهیم را دستگیر و تحویل پادشاه دیگر دهند. و قدیمی ترین سند تاریخ قشقایی ها در ایران می باشد. صفحه ۴۱

دوره ترکان صفویه:

در دوره صفویه و با انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت به مانند سلجوقیان ٬پادشاهان این دوره نیز چهارمحال را جهت تفریح و تفرج و شکار مورد توجه قرار میدهند.

در فارسنامه ناصری به تاریخ ۹۳۷ق/۱۵۳۱ م چنین آمده است:

شاه طهماسب صفوی در عید نوروز به ییلاق گندمان فارس شد.چون میان امرای طوایف ( استاجلو٬ تکلو٬ذولقدر٬افشار و سایر قبایل) کار به مجادله کشیداه شده بود ٬ جمعی را کشت و جمعی را عنایت فرمود.صفحه ۳۶ 

 از متن فوق پیداست که طوایف مورداشاره ترک زبان بوده اند .پسوند لو از پسوندهای رایج درنامگذاری طوایف در بین ترک زبانها می باشد .طایفه افشار نیز ازترکمن ها می باشد که از ترکهای اوغوز به حساب میروند.عمده حضور این طوایف در استانهای کرمان،خراسان،آذربایجان غربی و فارس میباشد.این ایل  در زمان شاه اسمائیل صفوی به همراه شش ایل دیگر از آناتولی عثمانی  به ایران آمدند و پایه های دودمان صفوی را بنیان گذاردند.استاجلو ها نیز از ترکان قزلباش بودند که در زمان شاه طهماسب یکم بیشتر مقامات درباری و اداری و لشکری در  اختیاری این طایفه بود.

شاه عباس دوم

از نوشته فوق پیداست که در زمان شاه طهماسب این منطقه که بلداجی رانیز شامل می گردیده تحت سکونت اکثرا ترک زبان بوده است.

 در سال ۱۶۰۵م٬ شاه عباس کوچندگان ارمنی را روانه ایران کرد و ده نشینان را به این بلوکها فرستاد: لنجان٬النجان٬گندمان یا چغاخور٬ کرون٬ فریدن٬ بربروت٬ جاپلق٬کزاز٬ملایر و قراقان. صفحه ۶۱۹گندمان. چغاخور با فاصله چهارده فرسنگی از اصفهان دارای پنج آبادی ارمنی نشین بودند: احمدآباد٬ سیرک٬ گشنیگان٬ لیواسیان(لواشان)٬زوریگان و فرندیگان. صفحه ۱۹

منبع:  تاریخ جلفای اصفهان-هاروتون در هوهانیان - ترجمه لئون میناسیان و تحریر م.ع.موسوی فریدنی- ۱۳۷۹

 

شاه عباس بزرگ صفوی

در تاریخ بختیاری به نقل از کدخدای صد ساله ده ارمنی نشین قلعه ممکا چنین نوشته شده است:

یک امام زاده در چغاخور در قله کوهی واقع است و مشهور به شاه پرناس گلوگرد.قلعه مامکا دهی است ارمنی نشین نزدیک چغاخور.کدخدای صدساله ده مدعی بود که این امام زاده یکی از شاهزادگان کشیش ارامنه است ٬ به ایلخانی تظلم کردکه غدقن فرمایید.قبر کشیش ما را به ما رد نمایید و مسلمانان زیارتگاه خود قرار ندهند.کدخدا میگفت من در جوانی با پدر و مادر به زیارت این بقعه میرفتم و سه قریه خرابه در سه طرف این کوه واقع است٬ سابقا مساکن ارامنه بوده است و مدعی بود که این کشیش مدفون٬ یکی از شاهزادگان بزرگ و کشیش نامی ارامنه بوده است.پس از آنکه شاه عباس اول ارامنه را به اصفهان کوچ داد آنها دچار امراضی شدند و به هلاکت رسیدند. شاه عباس خواست آنها را به محل خوش آب و هوا بفرستد لذا آنها را به چهارمحال و فریدن سکنا داد.کشیش مزبور بعد از مدتی از ارمنستان به اصفهان آمده از آن پس برای اطلاع احوال ارامنه به دهات چغاخور رفت.بعد از چند روز ناخوش و مشرف به مرگ شد.ارامنه هر کدام سه ده داشتند و هر کدام خواستند او را در ده خود مدفون سازند.خود کشیش محض رفع تشاجر گفت مرا در قله کوه مشرف به ۳ ده دفن نمایید و زیارتگاه ارامنه شد.صفحه ۴۴۲تاریخ بختیاری و صفحه ۶۲ شش ماه در ایران جلد دوم

در سرگذشت شاه عباس دوم چنین آمده است:

شاه عباس در یکی از روزهای خزان که قصد شکار آهو و انواع پرندگان را داشت....از دارالسلطنه اصفهان خارج گردید ...هنگامی که پادشاه صفوی ‌در روستای چغاخور اقامت داشت و مشغول شکار بود ...ناگهان هوای آن منطقه منقلب شد و سرمای شدید همراه با باران سیل آسا تمام آن منطقه را برای مدت دو شب و یک روز همراه با برف سنگین فرا گرفت.خطر سیل و طغیان رودخانه اردوی شاهی را که در کنار رودخانه زده شده بود تهدید می کرد از این رو با وجود آب و هوای نا مساعد و سرمای شدید شاه صفوی تصمیم گرفت در آن شرایط به سوی گندمان حرکت کند.در هنگام حرکت چند تن از ملازمان در اثر سیل و سرما جان باختند.ولی در هر حال اردوی پادشاه صفوی به سلامتی وارد گندمان شد و دیگر ملازمان نیز روز بعد به شاه پیوستند.

منبع:صفحه ۷۵ و ۷۶- سرگذشت شاه عباس دوم.بازنویسی و تلخیص کتاب عباسنامه اثر ابولفضل میرزا محمد طاهر وحید قزوینی تالیف قرن یازدهم هجری.کوشش ستار عودی زیر نظر اکبر ایرانی و علیرضا مختار پور.چاپ اول.۱۳۸۴

 

شاه عباس دوم صفوی

در ارتفاع میانی کوه گینی بلداجی در نزدیکی تفرجگاه چشمه قزدرختی مکانی معروف به شاه تختی وجود دارد که آن را تخت و شکارگاه شاه عباس می دانند.

ساختار اسمی مکان مربوط به دوره صفویه است چرا که در دوره صفویه اکثر نام جاها در ابتدا عنوان شاه و سپس نام مکان می آید.برای مثال شاه عمارتی واقع در میزدج را مربوط به دوره صفویه می دانند.

منبع: صفحه ۹-از پارس تا پارسان-سعید مردانی کرانی

در یک سند تاریخی شش دانگ ملک دشتک  اردل توسط محمد حسین خان حاکم بختیاری فرزند یوسف خان از رمضان خان فرزند مرحوم حسن خان بولوردی قشقایی خریداری می گردد.

 

www.dashtak.irمنبع

این سند نشان دهنده حد گستردگی قلمرو بولوردیها در چهارمحال و بختیاری می باشد که با فروش زمین اقدام به مهاجرت می نمایند و نه با زور و به حالت فرار.

اسکند خان ضیغم الدوله عکاشه در تاریخ ایل بختیاری درباره بولوردیها چنین نوشته است:

بولوردی ایل عظیمی بود قبل از ایل قشقایی خیلی زیاد و مقابل قشقایی که عصر و دوره سلطنت صفویه دایر بوده اند .از شش ناحیه فارس تا زردکوه بختیاری یرت و ملک آن ایل سترگ بوده است.چون آنچه قباله قدیمی می باشد تمام به فروش طایفه مزبور است.همچنان سابقه تاریخ احجار قبرهای کهنه قدمت و عظمت آن ایل را می نماید.صفحه ۲۳۲. چاپ اول.تهران ۱۳۶۵

 مظفر قهرمانی ابیوردی نویسنده کتاب نادر شاه افشار در رابطه با ترکان ساکن در این منطقه چنین نوشته است:

در اسناد و قباله جات املاک خوانین بختیاری و کتیبه هایی که در سنگهای قبرستان چهارمحال و بختیاری دیده می شود محال باغ ملک و چغاخور و گندمان و غیره متعلق به خوانین و افراد ایل ابیوردی بوده و چند پارچه ملک از جمله مزرعه چزغان واقع در شلمزار ملک ییلاقی مرتضی قلی خان صمصام در بنچاق ملک نامبرده فروشنده حیدرآقای ابیوردی٬ خریدار صیدمراد آسیوند به مبلغ دوازده ریال در سنه ۱۱۵۰ معامله شده که یک تیره از ابیوردی معروف به چزغانی و یک تیره معروف به چغالو یا چواخوری و بنکوی دیگر به حمزه لی موسوم است که امام زاده حمزه در چغاخور زیارتگاه عمومی است.مزرعه کلبی بک که به اسم مالک آن کلبی بیک ابیوردی معروف شده است.چشمه علی قره که یورت تابستانه علی قره کاکاسیاه از خوانین ابیوردی بوده ....

منبع: نادر شاه افشار- فصل ۷- مظفر قهرمانی ابیوردی

Www:abivard.com

در گذشته سنگ قبرهایی مربوط به دوره صفویه در محله کهنه قلعه بلداجی٬ ارجنه٬ قلعه درگاه٬ قلعه سفید٬ یان بولاغی و...بوده است که بر اساس گفته افراد کهنسال بلداجی ٬ قدمتی به دوره صفویه داشتند.سنگ قبر ابولحاجی ٬ سید حجت قشقایی٬ جهانگیر خان قشقایی٬ ذولفعلی قشقایی  در محله کهنه قلعه و سنگ قبر سیاه رنگ درویش قارا در چشمه یان بولاغی و ....اشاره نمود. سنگ قبر درویش قارا جهت ساخت پل در نزدیکی مسجد امام حسن عسگری(ع) بلداجی به کار رفته است و در بقیه پلها نیز حکایت چنین است .

تعداد سنگ قبر در مکانهای نامبرده بیشتر بوده و به نظر می رسد آبادیهای کوچکی در نزدیک چشمه های این ناحیه در آن زمان بوده و ساکنان آن ترک زبان بوده  و در دوره های بعد متروکه مانده اند‌از اسامی ترکی بر جای مانده از آن دوره میتوان به مکان درویش قارا چوللری٬ یان بولاغی٬ قوش بولاغی( چشمه ای که به اندازه نیاز گنجشک آب از آن جاریست)٬ ابیوردی قاشی(قلمرو طایفه ابیوردی)٬ بید چاللاری(جایگاه درختان بید)٬گِزل دره( دره قشنگ)٬ سید دره سی( دره شیر)٬  قنبر قلاتی( قله قنبر)٬ قِرّق چشمه( چشمه بی حال)٬بُزیال( تپه خاکستری)٬گول دره( دره گل)٬ الله قولی٬ کت رمضان( آبادی رمضان)٬آق چشمه( چشمه سفید)٬ قز درختی( درخت گردو)٬ قولی چان/ قول اوچان( مکان سکونت قولی/ مکان قول)٬ ایکی قولاق داغی( کوه دو گوش)٬ یالانچی چشمه( چشمه دروغ)٬ تکمه داش( سنگ دوخته)٬ آق تورپاق( خاک سفید)٬ اوغار( غار طولانی)٬شورجه چشمه سی( چشمه شور)٬ شورجه یولی( راه شورجه)٬ سه قلات( سه قله)٬ اورتاچیمن( چمن وسط) و...اشاره نمود.

در روستاهای اطراف نیز اسامی ترکی برجای مانده است که می توان به جوی بولوردی شهرک آورگان٬سیبک٬ آلو قره٬ تنگ سیاه( یاد آور حضور قاراکاکا/ کاکا سیاه)٬کوه حیدر بک( یادآور حضور حیدر بک از خوانین مهم ترک)٬  چغایورت٬ آق بلاغ٬ کل ملگاه٬ قارا پوزه و ....اشاره نمود.

حیدر بک در زمان شاه عباس در این منطقه از خوانین مهم به شمار میرفته و در دیدار با صنمبر شاهزاده کشمیر که جهت جمع آوری گیاهان دارویی به این مکان آمده بود عشق به معشوق پیش می آید و آسوکه حیدر و صنمبر بازمانده آن دیدار می باشد .تخت صنمبر در سبزکوه ( جنوب بلداجی) یادگار حضور صنمبر در این منطقه می باشد.

 

کوه حیدربک در غرب چغاخور که نام آن از حیدربک از خوانین ترک ساکن در چغاخور مانده است.

دوره ترکان افشار:

 با به حکومت رسیدن نادر شاه افشار٬ به خاطر حرکات استقلال طلبانه برخی اقوام من جمله بختیاریها٬وی با جمع آوری سپاهی که بیشتر آنان را ابیوردیها تشکیل میدادند جهت مقابله با علی مردان خان به چهارمحال آمده و پس از شکست علی مردان خان جهت حفظ موقعیت و نفوذ خود٬ در مناطق چغاخور و گندمان جمعیتی از ابیوردیها را اسکان می دهد که بعدها از همین ابیوردیها به فارس رفته و به نام تیره چغاخوری( جواخوری) معروف شدند. صفحه ۱۴ - نادرشاه افشار- مظفر قهرمانی ابیوردی

لشکرکشی های نادرشاه افشار(اوشار)

مردم فرادنبه بر این نظرند که بخشی از جمعیت این شهر از طایفه ابیوردی است که از ناحیه ای در شمال خراسان 

نادرشاه یکی از سرداران خود معروف به محب علی بیک از روسای طایفه قلچه ای از طوایف ترکمن را به سمت حکمران چهارمحال در قریه شهرک( کیان) انتخاب می نماید.صفحه ۱۵۵

فامیل صفیان در بلداجی شامل چند گروه می باشد که گروه موسوم به علی مرادیها خود را بولوردی می دانند.این گروه از میان فامیلهای موجود در بلداجی٬ قدمت سکونت آنها بیشتر می باشد و مکان تاریخی صفی آباد ( پارک صفی آباد کنونی) به عنوان سکونتگاه اولیه آنها بوده است.هر چند سابقه حضور بولوردی ها در چهارمحال از دوره صفویه به بعد می باشد و در دوران مختلف پای در این خطه گذاشته اند اما به نظر میرسد بولوردیهای بلداجی( علیمرادیها) در همین دوره در این منطقه استقرار یافته باشند.گویش ترکی مردم بلداجی از میان اقوام ترک آذری٬ ترک قشقایی٬ ترکمن و ترکهای خراسان بیشتر به ترکی خراسان( ابیوردیها و افشارها) شبیه است و نام جاهای مشترک بین منطقه بلداجی و خراسان شمالی وجود دارد که صفی آباد و اوغار از آن جمله اند که در هر دو منطقه وجود دارد.همچنین در خراسان شمالی طایفه ای معروف به زنگنه و صوفیان وجود دارد که در بلداجی نیز گروهی خود را زنگنه و قنات زنگنه در پوزه اوغار به فاصله اندک از صفی آباد را سکونتگاه اولیه خود می دانند.و به نظر می رسد گروه بولوردی و زنگنه در یک زمان واحد به بلداجی آمده و اسکان یافته اند و امروزه هر دو گروه یک فامیل مشترک برای خود انتخاب نموده اند. در تعدادی از متون تاریخی به مهاجرت جمعیتی از زنگنه های کرمانشاه به چهارمحال و بختیاری اشاره گردیده است.ورود افرادی از زنگنه در چغاخور به تاریخ ۱۱۴۵ه.ق نیز ثبت است. امروزه برخی نامجاها نشان دهنده سکونت کردها در چهارمحال و بختیاری دارد که میتوان به شهرکرد٬ کردشامی و...اشاره نمود.

کهنه قلعه بلداجی

زمان سلطنت نادر شاه افشار مصاف با مرگ ملک سوکیاس فرزند ملیک در پتروس به سال ۷ آوریل ۱۱۳۹(۱۶۹۰م) و حاکمیت آپل فرزندش بر ارمنیان چهارمحال است.در این زمان نادر شاه محصلان مالیه( مالیات) را به آنجا می فرستد اما کلانتر آپل می گوید اگر پادشاه از ما مالیات می خواهد چرا لرها مارا اذیت می کنند و از ما مالیات می طلبند؟نادر شاه سپاهی اعزام نموده و لرها را فراری میدهد.....نوه آپل غوکاس نام داشت .مورد سو ظن محمد رضا خان حاکم چهارمحال قرار میگیرد و وی را در سال ۱۸۳۵م می کشند. صفحه ۶۲۱ تاریخ جلفای اصفهان

نتیجه اینکه در دوره نادرشاه این منطقه محل حضور ابیوردیها٬ ارامنه و لرها بوده است و حکمرانی چهارمحال در این دوره بین اشخاص محب علی بیک ترکمن و محمد رضا خان بختیاری بوده است.

 

دوره زندیه:

 در دوره زندیه چمنزارهای چهارمحال مورد توجه کریم خان زند قرار می گیرد چنانچه در کتاب گلشن مراد مورد اشاره قرار گرفته است.منبع: از پارس تا پارسان صفحه ۲۶ سعید مردانی کرانی

قریه گهرو در زمان کریم خان زند جزئ حکومت قشقایی ها بوده است .منبع: تاریخ و تمدن چهارمحال و بختیاری- اسفندیار آهنجیده

 در این دوره کریم خان زند علی صالح خان و پسرش ابدال خان دو تن از خوانین دورکی هفت لنگ  را زیر چتر حمایت خود گرفت .مناطق پشتکوه به عنوان تیول از علی صالح خان به ابدال خان و حبیب الله خان میرسد.

منبع: صفحه ۷۳ بختیاری در آیینه تاریخ

نقل است که بلداجی مورد حمله وحشیگرانه کلبعلی خان و عبدال خان قرار گرفته است.

صفحه ۸- تکیه بر دامنه کلار- گلبهار حسینی بلداجی- بهار ۸۷

فتحعلی خان افشار در طول هفده روز اقامت در منطقه گندمان همه اموال مردم را غارت کرد و چنان شرایطی پدید آورد که وی را جاروب خان می گفتند.صفحه ۹۱ چهارمحال و بختیاری در عهد زندیه.قاسم فتاحی

فتحعلی خان افشار و شاهرخ خان افغان با گروهی از سپاهیان در کوهستانهای بختیاری به تعقیب کریم خان زند پرداختند .....فتحعلی خان پس از اینکه داغ دل را بر سر جان و مال مردم گندمان خالی کرد به اصفهان برگشت. صفحه ۲۹۲ گلستانه

فتحعلی خان که از خجالت روی بازگشت نزد آزادخان را نداشت مدت هفده روز در « چهارمحال» توقف نمود و به قتل و غارت اهالی « گندمان» و نواحی اطراف آن پرداخت و پس از ارتکاب این فجایع به اصفهان بازگشت. صفحه ۸۴ و ۸۵ چهارمحال و بختیاری در عهد زندیه

 آنطور که بررسی های بنده نشان می دهد قریه صفی آباد در دوره زندیه بنا به دلایلی از جمله مزاحمت گروهی از بختیاریها و همچنین به نظر میرسد رفتار وحشیگرانه فتحعلی خان افشار و شاهرخ خان افشار نیز بی تاثیر نبوده باشد متروکه می گردد  و با نقل مکان افراد قریه مذکور  به کهنه قلعه قریه بلداجی به اتفاق دیگر فامیلهای مهاجر از نقاط مختلف استان از جمله فامیل مردانی و رحمانی جونقان٬ فامیل طهماسبی چهاربنیچه٬ فامیل رفیعی و سلطانی فرخشهر٬ فامیل حاتمی میانکوه٬ فامیل نادری و...پایه گذار قلعه نو بلداجی می شوند .

کریم خان زند در سال ۱۱۷۸ه.ق تعداد زیادی از بختیاریها را به اطراف قم و نواحی فسا کوچاند و در مقابل این امر طایفه بیگلر لو که در دوران سلطنتش از کاشان به قم برگشته بودند تشویق شدند که در مناطق بختیاری مقیم شوند و بسیاری از املاک ویرانه را تملک کنند.صفحه ۱۸. به نقل از جان پری . چهارمحال و بختیاری در عهد زندیه

در این نوشته دقیق مشخص نیست که بختیاریها از کدام منطقه کوچانده شدند و بر اساس احتمالات میتوان منطقه چغاخور را به علت موقعیت و حساسیت منطقه ای آن در نظر گرفت و جای تحقیق بیشتر دارد.

یکی از تفرجگاه های کریم خان زند باغ اورگان( جنوب غربی بلداجی) بوده است.درخت گردوی کهنسالی در این باغ وجود دارد که به دلیل کاشتن آن توسط کریم خان زند به گردوی کریم خانی معرف است.

دوره قاجار(خروج ترکان قشقایی و ورود بختیاری ها به چغاخور):

 دوره قاجار  اوج اختلاف و درگیری بین بختیاریها و قشقاییها می باشد.چون این دو ایل در جوار و همسایگی هم به سر می بردند٬ بر سر چراگاههای هم مرزی خود گاها درگیری بین آنها پیش می آمد .

در تاریخ ۱۲۳۰ه.ق(۱۸۱۵م) الیاس خان دورکی مالکیت چغاخور را در اختیار میگیرد و در خطابه ای از طرف عبداله خان وزیر خزانه داری و صدر اعظم فتحعلی شاه خطاب به میرزا جعفر خان یکی از کارپردازان دولتی در شوال ۱۲۳۰ ه.ق ٬ وصول مالیات محصولات چغاخور به الیاس خان بخشیده میشود

منبع:صفحه ۷۸ - حکومتگران بختیاری.مهراب امیری.اول ۱۳۸۵

مردم روستای زوردگان( غرب چغاخور) اشاره به خروج ترکان این روستا در زمان الیاس خان دارند.

در سندی تاریخی برجای مانده اراضی سولیجان در نزدیکی روستای گلوگرد چغاخور توسط ترکهای دره شوری،کشکولی و بولوردی در سال 1248ه.ق (اوایل حکومت قاجار) به بختیاری ها ی دورکی فروخته شده است که امروزه مالکیت آن اراضی از فامیل شریف پور گلوگرد می باشد.

.در سال ۱۲۳۶ ه‌.ق فی مابین مرتضی قلی خان قشقایی و جعفر قلی خان بختیاری درگیری اتفاق می افتد که به دستور آقامحمد خان قاجار انجام میگیرد. از دیگر درگیریهای بین این دو ایل میتوان به درگیری مرتضی قلی خان قشقایی و حبیب الله خان هفت لنگ در گندمان و قباد خان پسر مرتضی قلی خان و حسین قلی خان پسر جعفر قلی خان به دستور ناصرالدین شاه قاجار اشاره نمود.

حسین قلی خان ایلخانی حاکم منطقه بختیاری در چغاخور - دوره ناصرالدین شاه قاجار

بلداجی نیز  تحت تاثیر  چنین درگیریهایی قرار میگرفته چرا که در مرز بین قشقایی ها و بختیاری ها قرار گرفته بود و قریه بلداجی نیز محل سکونت جمعیت ترک زبان بود. افراد مسن این شهر نقل قولی از باجگیری شخصی بختیاری معروف به گرز بور در محله قلعه نو دارند که با شدت گرفتن خشم مردم٬ در اثر درگیری وی کشته میشود.

قلمرو حضور ایل بلداجی تا نزدیکی چغاخور بوده است که به صورت یکجانشین بوده است به طوری که آنطور که شنیده ایم سنگ نوشته ای در روستای کلبی بک در اثر یک حفاری پیدا می شود که روی آن اشاره ای به بلداجی بالا شده بود و گویا روستای کلبی بک همانطور که از نامش پیداست مالک روستا کلبعلی بیگ بولوردی از ترکان قشقایی بوده است.در بالا دست این روستا در نزدیکی شهرک آورگان جوی آبی معروف به جوی بولوردی(جوی بُلی) وجود دارد که خود گواه بر این مطلب است.

 در کتابی دست نویس با عنوان زبدة التصانیف نوشته محمد کریم بن شهباز ایمانلو مربوط به ۱۲۴۱ه.ق که فامیل صفیان بلداجی خود را از آن طایفه می دانند اشاره به قریه بلداجی شده است.این تاریخ و نوشته نشان میدهد که قریه صفی آباد متعلق به فامیل صفیان در این تاریخ متروکه بوده و اسکان در قریه بلداجی انجام گرفته است.این تاریخ مقارن با حکومت حسین قلی خان ایلخانی در چغاخور می باشد.

کاروان حامل تنباکو عبدالرحیم کاشانی که زمستان سال ۱۳۲۳ ه.ق در بلداجی توقف چند روزه مینمایند پس از حرکت به سمت قلعه ممکا اشاره به تپه ای می نمایند که ارتفاع کمی داشته است.منظور نویسنده تپه بزیال کنونی می باشد که امروزه نیز جاده بلداجی قلعه ممکا از بالای آن عبور میکند. این عده در عبور از  تپه که مشرف بر قریه صفی آباد ( سکونتگاه اولیه فامیل صفیان)٬ بوده است هیچ اشاره ای به قریه مذکور نکرده اند‌.به نظر می رسد که قریه صفی آباد در آن سال به صورت مخروبه بوده و بارش سنگین برفی که در آن سال بدان اشاره گردیده است روستای مخروبه صفی آباد را از نظر آنها به دور نگه داشته است.همچنین  در گذر این عده از اورجن و جاده ارجنه چنین شرح داده شده است: پس از اندکی مسافت برف شدیدی باریدن گرفت و از سرعت ریزش برف قوه حرکت نماند و به منزلی که مقصود بود نرسیدیم و ناچار در بین راه به قریه ای که موسوم به بوجی( منظور بلداجی) بود رسیدیم. از این نوشته نیز پیداست که قریه صفی آباد در طول مسیر حرکت آنها منزلی جهت استراحت نبوده و بدان اشاره نگردیده است‌ همچنین اشاره ای به روستاهای اطراف بلداجی شده است:

عکسی قدیمی از جاده مال رو لینچ-ماهنامه شماره 20-صفحه4

در اطراف و حوالی این قریه چند قریه دیگر است از آن جمله پیرادنبه......و چند قریه دیگر که ساکنین آن ارامنه اند. از این نوشته نیز پیداست که اگر قریه صفی آباد مخروبه نبود حتما مورد اشاره نویسنده قرار میگرفت اما اشاره به قریه های ارمنی نشین ٬ منظور قلعه ممکا و احتمالا سناجان و حسین آباد بوده و همچنین قریه ارمنی نشین بلداجی که در آن زمان مسکون بوده است.

 در گفتگوی رضاقلی خان ایلبگی با ادوارد استاک در چغاخور در رابطه با قشقاییهای چغاخور چنین شرح داده است:

بختیاریها از دیر زمانیست با قشقاییها رقابت می کنند و مدتی است که آنها را از چغاخور که مورد ادعایشان بوده بیرون رانده اند و هنوز این قشقاییها که در حدود پنج فرسخ در جنوب چغاخور واقع شده سکونت دارند.صفحه ۲۰۶ سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان

در کتاب ایل بختیاری اسکندر خان عکاشه مناطق سبز کوه٬ امام زاده قیس و صحاری گندمان نشیمن ییلاقی قشقایی ها معرفی شده است.صفحه ...

در سال ۱۸۵۶ م تعداد ۲۵ خانوار از ارامنه احمد آباد به بلداجی مهاجرت می نمایند.صفحه ۶۲۰ تاریخ جلفای اصفهان

قریه این ارامنه در جنوب قریه بلداجی بنا گذاشته می شود و به مدت یک قرن سکونت اختیار می کنند.تعداد تقریبی بیست سنگ قبر و خرابه کلیسا و آبادی آنها شبیه یک تل باقی مانده است که تپه تل مزار ارمنی در سال ۱۳۸۱ ش با شماره ۵۸۷۸ به عنوان یکی از آثار ملی دوره قاجار به ثبت رسیده است.

ارامنه بلداجی با دستور علی عسگر خان از خوانین بلداجی به آق بلاغ مهاجرت میکنند.

در دوره ناصرالدین شاه قاجار در شعبان ۱۲۸۴ه.ق لقب ایلخانی بختیاری به حسین قلی خان داده می شود و کلیه خوانین و کدخدایان و ریش سفیدان بختیاری موظف بودند که از او به عنوان ایلخانی بختیاری اطاعت کنند.صفحه ۹۷ و ۹۶ بختیاری در آیینه تاریخ

در این دوره شخصی به نام ملا تراب کدخدای بلداجی بوده است که به نظر می رسد در ارتباط با حسین قلی خان بوده باشد.

رابطه گرم حسین قلی خان با انگلیسیها ٬ ناصرالدین شاه را ناراحت کرد٬ شاه یکی از مقربان خود به نام اسکندر را به نام زیارت خانه خدا جهت کسب اطلاعات از وضعیت ایلخانی به چغاخور فرستاد تا از راه بختیاری به مکه برود.این شخص از این مسیر به مکه رفت و بعد از بازگشت از مکه به عرض شاه رساند « قربان سلطنت در چغاخور مقر حکومتی حسین قلی خان بختیاری می باشد نه در تهران». منبع: نفت و بختیاری٬ علیرضا ابطحی

حسین قلی خان قلعه باشکوهی بر روی تپه چغاخور بنا نموده بود که جهانگردان و میهمانان و افراد مهم ایلات در آنجا حضور پیدا میکردند و به شرح قلعه چغاخور میپردازیم که به نظر میرسد سایر قلعه های استان از جمله قلعه سردار اسعد٬ قلعه امیر مفخم٬ قلعه چالشتر و... بعد از این احداث شده اند و قلعه چغاخور به عنوان اولین قلعه بختیاری نشین استان بوده است که به تعبیری میتوان چغاخور و قلعه چغاخور را در زمان ناصرالدین شاه قاجار مرکز حکومتی بختیاری ( مرکز استان) معرفی نمود.

ادوارد استاک (۱۸۸۱م) و ایزابلابیشوپ( ۱۸۹۰م):

چغاخور اقامت گاه ایلخانی بختیاری است ....قبلا به من گفته بودند که چغاخور ارزش دیدن دارد...به چمن بسیار زیبایی رسیدیم که ۷ مایل طول و ۳ مایل عرض داشت.....قلعه ای بر فراز صخره ای قرار داشت که آپارتمان زیبایی بر سر در آن بنا شده که اتاق های آن تماما با قالیهای گران انگلیسی مفروش شده و مبلها و صندلیها با مخمل کاشان روکش شده و چلچراغ های ظریف بلوری از سقف آویزان و دیوارها تماما به سبک ایرانی با صحنه هایی از شکارگاهها و یا تصاویری از زنان به سبک فرانسوی نقاشی شده بود.بر روی بالکون بزرگ تالار صحنه های جالبی به چشم میخورد و از آنجا می توانستم چمن سرسبز و وسیع چغاخور و انبوه سیاه چادرهای ایلات و گله های گاومیش را در برکه چمن غوطه ور بودند تماشا کنم. صفحه ۲۰۲ و ۲۰۳ سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی آن

خانم ایزا بلابیشوپ:

قلعه دارای چند اتاق است که میهمانان و افراد تازه وارد از آن استفاده می کنند.لیکن خود ایلخانی درون چادر با ایل خود زندگی می کند....در وسط سیاه چادرها ٬ پوشش سفید ایخانی از فاصله دور به چشم میخورد. صفحه ۲۳۸سیری در قلمرو بختیاری

در مراة البلدان ناصری نیز به قلعه چغاخور اشاره گردیده است‌.صفحه ۱۹۵۰ جلد چهارم.

 در کتاب باستان شناسی پیش از تاریخ منطقه بختیاری در رابطه با قلعه ها ی بختیاری چنین نظر داده اند:

مراکز ییلاقی و قشلاقی خوانین را بایستی پیش نمونه شهرها یا شهرهای آغازین در نظر گرفت ٬ چون کارکرد آنها به عنوان مراکز اداری و تمایل به جذب کارکرد دوم و مکملی داشتند.این مراکز محل تجنع افراد باسواد( Layard: 219) و تولید قالیچه برای خان بود.( rice1923) صفحه ۱۲۲

گزارشات شاه را به حقیقت رساند و با دستور شاه به ظل السلطان ٬ حسین قلی خان به سال ۱۲۹۹ق به حضور ظل السلطان رسید و پسرانش اسفندیار و علیقلی هر دو زندانی گردیدند. صفحه ۲۹ نفت و بختیاری

در تاریخ ایل بختیاری اشاره به جنگ و درگیری گردیده است که جهت دیه خونها شش دانگ کنرک سفلی عوض خون سه نفر مقتول و ملک هفت چشمه و سناجان را هم قباله ایلخانی رد نمایند.

در این دوره عبدالکریم ولد ظهراب خان( جد فامیل سهرابی) و علی اکبر خان سالار اشرف و الیاس خان صارم الملک و محمد تقی خان( حج مم تقی) سهرابی در بلداجی ساکن بودند.

بعد از حسین قلی خان٬ امام قلی خان( حاجی ایلخانی) در سال ۱۸۸۴ م که مسن ترین فرد دو خانواده ایلخانی و حاجی ایلخانی بود به سمت ایلخانی برگزیده می شود.در این زمان نیز مقر حکومتی ییلاقی ایل بختیاری چغاخور بود.

بلداجی-چغاخور-انقلاب مشروطیت:

امام قلی خان حاجی ایلخانی حاکم منطقه بختیاری در قلعه چغاخور سکونت داشت.در زمان وی امتیازهای مهم از جمله امتیاز جاده کاروان رو لینچ( جاده بختیاری) ٬ امتیاز نفت و مشروطیت به امضا میرسد و از درآمد آنها بهره مند شدند.

امام قلی خان حاجی ایلخانی از حاکمان منطقه بختیاری در قلعه چغاخور

امتیاز نفت مسجد سلیمان با شرکت نفت دارسی

امتیازجاده کاروان رو تجاری لینچ(جاده ارجنه بلداجی)-مسیر فرادنبه-بلداجی-ناغان-مالمیر-شوشتر-شاخه ای از جاده ابریشم

خوانینی چغاخور پستهای مهم کشوری را برعهده میگیرند. صمصام السلطنه و سردار محتشم در تهران عضو کابینه محمدعلی شاه بودند.سلطان محمد سردار اشجع حاکم اصفهان شد.محمد حسین خان سپهدار هفت سال در دستگاه مظفرالدین میرزا ولیعهد در تبریز به خدمت اشتغال داشت و بعدها به اصفهان آمد و در خدمت ظل السلطان به کار مشغول گشت. بختیاری در آئینه تاریخ

نجف قلی خان صمصام السلطنه فرزند حسین قلی خان بختیاری-چغاخور

در جریان فتح تهران عبدالکریم خان از سرداران دوره مشروطه و یکی از فاتحان تهران و شکننده حصر تبریز از محاصره قوای روس ٬ مردی متمول و صاحب خدم و حشم٬ مفتخر به درجه میر پنجی بود.وی دارای املاک و مستغلاتی در دستگرد چغاخور و روستای چرمینه و مالک قلعه مال سیدی ایذه بود.

تاثیر گذاری حرکت بختیاری های چغاخور در انقلاب مشروطیت

به نقل از بی بی حوری فرزند حاجی عبدالکریم خان

الیاس خان صارم الملک فرزند خسروخان سردار ظفر بختیاری ٬ مادرش بی بی سکینه دختر حاجی ایلخانی٬ از خوانین بلداجی بود‌.وی پس از تلگراف پدرش از اسلامبول راهی تبریز شده و از اردوی دولتی خارج میگردد.و به اردوی سردار اسعد می پیوندد.وی فرمانده یکی از هفت دسته متشکله سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران بود.از فرزندان وی میتوان به علیداد خان و ایوب خان اشاره نمود.

علی اکبر خان سالار اشرف و الیاس خان صارم الملک مدتی به حکومت فریدن فرستاده میشوند تا جلوی تعدی حاکم بربرود به فریدن را بگیرند.

خاطرات سردار ظفر

قلعه سه ایوانه صارم الملک ۱۳۹۴ جهت بازسازی منزل جدید مالک آن تخریب گردید.

سردار مریم بختیاری از زنان مهم تاریخ بختیاری ( فرزند حسین قلی خان)در سال ۱۲۹۴ در قلعه چغاخور دیده به جهان گشود.

بی بی مریم  بختیاری از شیرزنان چغاخور

علیقلی خان سرداراسعد فرزند حسینقلی خان بختیاری-وزیرجنگ و وزیر داخله دوره قاجار و مجلس شورای ملی  اول-فرمانده بختیاریها در احیای مشروطیت

در تاریخ ۱۳۲۷ه.ق/ ۱۹۰۹م بین خانواده های ایلخانی و حاجی ایلخانی قبل از حمله به تهران قرارداد و امتیازی بر قرار می گردد که پس از فتح و پیروزی امتیازات آن بین دوخانواده تقسیم گردد.صفحه ۲۳۳ حکومتگران بختیاری

علی اکبر خان فرزند امام قلی خان معر‌وف به سالار اشرف از خوانین بلداجی مدتی به عنوان حاکم چهارمحال انتخاب می گردد چنانکه دکتر مکبن روز در خاطرات خود چنین اشاره نموده است:

پسر سوم حاجیه بی بی زینب٬ علی اکبر خان به سالار اشرف شهرت دارد که فعلا حاکم چهارمحال است و از لحاظ شخصیت چندان معروفیتی ندارد. صفحه ۲۵۲ حکومتگران بختیارب

وی در سال ۱۹۱۱م هنگامی که صمصام السلطنه و سردار محتشم در تهران عضو کابینه محمدعلی شاه بودند مدتی به عنوان قائم مقام ( ایلبیگی) بختیاری مصدر کار بود.

علی اکبر خان و الیاس خان٬ محمدتقی خان سهرابی را از بلداجی به سمت نصیرآباد کوچ میدهند و مالک بلداجی میشوند.سه دانگ در مالکیت علی اکبر خان و سه دانگ دیگر در مالکیت الیاس خان.بعد از فوت علی اکبر خان فرزندانش علی عسگر خان و اسمائیل خان صاحب سه دانگ پدر شده و بعد از فوت الیاس خان نیز املاک وی به فروش می رسد .یک دانگ توسط ایزدی٬ ۹ حبه توسط حاج علمدار مردانی٬ ۴/۵ حبه توسط عبدالجواد حاتمی٬ ۱/۵ حبه توسط عبدالحسین کرمیان و برادران٬ ۱ حبه حاج ابراهیم مردانی٬ ۱ حبه حاج محمد خان مردانی٬ ۱ حبه شیر علی و رضا مردانی٬ ۱ حبه نادعلی خاکسار و برادر و... خریداری میکنند.

اسماعیل خان بختیار آخرین خان بلداجی

 این دوره علی اصغرخان( علی عسگرخان) و اسماعیل خان از خوانین بلداجی بودند و از کدخدایان نیز میتوان به حسین طهماسبی،میرزا نادعلی طهماسب٬  قربانعلی مردانی٬ عبدالجواد حاتمی٬ قباد نادری و...اشاره نمود.همچنین ایل بلداجی به هنگام عزیمت به گرمسیر (کوه تنوش ایذه و رامهرمز)می بایستی یک کدخدا به همراه داشته باشد که حاج علمدار مردانی جهت این امر انتخاب میگردد. از اتفاقات مهم این دوره میتوان به جنگ سراک در سال ۱۳۲۶ ش٬ ساخت اولین دبستان بلداجی در سال ۱۳۲۷ش و...اشاره نمود.

کوه تنوش ایذه قشلاق ایل بلداجی

سردار ظفر در خاطرات خود چنین شرح داده است:

۱۳۰۶ شمسی که خودم ایلخانی بختیاری بودم عروسی علی اصغرخان پسر علی اکبر خان سالار اشرف در بلداجی بود.من هم از طرف شهاب السلطنه پدر عروس دعوت داشتم.سوارها با تفنگ های ته پر بازی میکردند.ولی هیچ شباهت به آن سوارهای قدیم نداشتند.در آن روزها عروس را سوار مادیان می بردند .امروز در کالسکه یا اتومبیل می نشانند.بعد به مال اعتراض می نویسند با این ترتیب چنین عروسی ها دیگر سوار بازیگر ندارد. 

صفحه ۱۴۱ خاطرات سردار ظفر از کتاب خاطرات و اسناد

وی صاحب فرزند نمی شود .وی تحصیلات خود را در مدرسه بختیار شهرکرد شروع کرد و فردی دانا و مهارت در تیراندازی داشت.وی همچنین دارای طبعی شاعرانه بود که اشعاری نغز از وی به یادگار مانده است.

وی به عنوان فرمانده بختیاریها از طرف ابولقاسم خان انتخاب میگردد و در جنگ با نیروهای دولتی در میداوود ایذه( ۱۳۲۲شمسی)  ضربات سهمگینی بر نظامیان پهلوی وارد میکند و به سال علی عسگر خانی معروف می شود.

وی در سال ۱۳۳۰ ش به هنگام عبور به سمت بلداجی با جیپ سکته قلبی کرد و به دلیل علاقه زیاد به مردم بلداجی طبق وصیتش در بلداجی و در کنار دبستان تازه تاسیس برخلاف سایر خوانین که در تخت پولاد دفن می گردیدند دفن گردید.

 

ابولقاسم خان بختیار-اورگان چغاخور

بعد از علی عسگر خان برادرش اسماعیل خان اداره امور بلداجی و آقبلاغ را در دست گرفت .وی در یکی از دبیرستانهای اصفهان تحصیل نموده بود.در سال ۱۳۰۸ ش در جنگ تنگ بیدکان علیه رضا شاه شرکت داشت .در سال ۱۳۱۲ش به دست عوامل رضا شاه دستگیر و روانه زندان قصر شد.در سال ۱۳۲۰ ش از زندان آزاد گشت و با مراجعه به بلداجی به رونق علم و دانش ٬توسعه و عمران بلداجی علاقه فراوانی داشت و کوشش بسیار کرد تا بخشداری و ادارات زیرمجموعه آن را در بلداجی مستقر کند اگر اطرافیانش نیز چون او می اندیشیدند.بازسازی سد خاکی بزیال٬ وقف خانه برادر جهت درمانگاه بلداجی در تاو...از جمله کارها و خدمات وی در بلداجی می باشد.

 

از افراد سرشناش این دوره میتوان به خسرو خان سردار ظفر و داراب افسر بختیاری اشاره نمود.داراب افسر فرزند آ اصلان از طایفه احمدی در سال ۱۲۷۹ شمسی در چغاخور متولد شد. و از سال ۱۳۲۰ ش مقیم اصفهان شد و شروع به سرودن شعر کرد و از جمله شاعران معروف استان می باشد .صفحه ۱۰ و ۱۲ دیوان داراب افسر

داراب افسر بختیاری چغاخور-ازشاعران پرآوازه بختیاری

خسرو خان معروف به سردار ظفر فرزند حسین قلی خان در سال ۱۲۷۸ش در چغاخور چشم به جهان گشود.آثار و نوشته های وی یکی از نوشته های تاریخی است.وی در جنگ با نیروهای محمدعلی میرزا در سال ۱۳۲۹ه.ق نقش فعالی ایفا نموده است.بخشی از خاطراتش تحت عنوان یادداشتها و خاطرات سردار ظفر به چاپ رسیده است.

خسروخان سردارظفر بختیاری فرزند حسین قلی خان بختیاری-چغاخور-ایلخانی بختیاری و والی گری ولایات یزد،اصفهان،کرمان و بلوچستان-از فرماندهان فتح تهران و پایه گذاری مشروطیت

 از دیگر افراد برجسته علمی و ادبی بلداجی میتوان به سید علی علوی متخلص به مسرور٬آخوند نصرالله کارگر متخلص به مضطر٬نادعلی طهماسب متخلص به فرشید٬ بی بی مریم سهرابی متخلص به افسرده و...اشاره نمود

بلداجی و انقلاب اسلامی:

مردم بلداجی همانطور که در نهضت مشروطیت نقش به سزایی داشتند در پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقش تعیین کننده ای ایفا نمودند.مردم بلداجی در ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ با راه اندازی کاروانی بزرگ جهت اعلام انزجار از دولت بختیار و بیعت با امام خمینی به سمت تهران به حرکت در آمدند.بختیار زادگاهش در اورگان چغاخور بود اما حرکت این کاروان از زادگاه بختیار آن هم مسافت بلداجی تا تهران و با وجود نیروهای امنیتی پهلوی در طول مسیر و سرما و یخبندان شدید زمستان بلداجی ٬ کمک قابل توجهی جهت برقراری حکومت اسلامی بود و امید را در دل انقلابیون دو چندان نمود.چرا که این حرکت مردمی از زادگاه بختیار برخواسته بود و بختیار حتی در میان مردم زادگاه خود نه تنها حمایتی نداشت بلکه برعلیه خود نیز حرکتی مردمی و ضد طاغوتی میدید.مردم بلداجی در مدرسه فیضه دیداری با امام خمینی داشتند و پای سخنان وی نشستند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران٬ مردم بلدجی بالاخص جوانان با شور و اشتیاق به سمت مناطق جنگی اعزام گردیدند و جانانه در مقابل عراق جنگیدند.۴۱ شهید یادگاران دفاع مقدس بلداجی می باشند که بلداجی را به عنوان شهر شهید پرور می دانند.

شهیدعلی محمدمرادی سیبکی -چغاخور- اولین شهید استان چهارمحال و بختیاری

شهید جهانگیرجاوید-از فرماندهان جنگ تحمیلی

در تاریخ ۱۳۶۲ ه.ش شهرداری بلداجی تاسیس گردید و بانکها و ادارات ٬ اماکن نظامی٬ مدارس راهنمایی و دبیرستان  نیز در سالهای بعد به همراه کارگاههای گزسازی و همچنین فنی کارها از جمله تعمیرکاران خودرو٬ کابینت سازها٬ جوشکاران و...در بلداجی شروع به فعالیت نمودند که کم کم چهره شهری جایگزین چهره روستایی گردید.

با افزایش تردد در مسیر اصفهان به خوزستان از مسیر بلداجی و رونق گردشگری در امام زاده حمزه علی و تالاب چغاخور و همچنین رونق صنعت گزسازی و ورود دیگر صنایع غذایی از جمله سوهان٬ پولک و نبات و....احداث قطب صنعتی و فعالیت کارخانه سیباسان( شهد خرما) ٬ کارخانه بیسکوییت ٬ سردخانه و...تحول اساسی در اقتصاد مردم بلداجی ایجاد گردید.در سال ۱۳۸۰ ه.ش با افتتاح بخشداری بلداجی ادارات دیگر از جمله تامین اجتماعی٬ ثبت احوال٬ امور مالیاتی٬ جهاد کشاورزی و منابع طبیعی و دامپزشکی و...نیز افتتاح گردیدند.

افتتاح و راه اندازی دانشگاه پیام نور بلداجی و تصمیم در جهت اخذ فرمانداری تحولی دیگر در پیش روی مردم بلداجی قرار داده است که با بازگشایی مجدد جاده اصفهان به بلداجی شاهد رونق اقتصادی در شهر اقتصادی استان خواهیم بود.

 

از اماکن و آثار تاریخی بلداجی میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

تپه بالاش گرد٬تل روباهی٬ تپه های آقبلاغ٬ تپه نازچشمه٬ سنگ نگاره های چالتر٬ باغ سیب و...٬ سنگ قبر و شیر سنگی های بلداجی و چغاخور٬حمام تاریخی بلداجی٬ مسجد قلعه نو( ابوذر غفاری)٬ منازل قدیمی از جمله خانه عبدالجواد حاتمی٬ خانه حاج علمدار مردانی٬ خانه اتابک صفیان٬ مسجد امام خمینی و ...اشاره نمود.

 حمام تاریخی بلداجی

اولین دیدار ایل غیور بختیاری با امام در روز ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ در مدرسه علوی تهران انجام شد و ۱۵۰۰ نفر از ایل بختیاری با امام خمینی بیعت کردند. حرکتی که از بلداجی و چغاخور (ترک زبانان و بختیاری زبانان)در استان چهارمحال بختیاری شروع شد و در تاریخ ۱۹ و ۲۰ بهمن ۵۷ به همراه سایر نمایندگان طوایف بختیاری از سراسرکشور در مدرسه علوی با امام بیعت کردند. و در برخی مطبوعات آن زمان خبر این دیدار منعکس شد.
دیدارهای دیگری از سایر مناطق بختیاری در کشور با امام خمینی در تاریخ های ۱۹ فروردین ۵۸ ، ۲۱ فروردین ۵۸ و ۱۸ شهریور ۵۸ انجام شد و امام در این دیدار سخنانی ایراد کردند که در کتاب صحیفه نور (مجموعه سخنان امام خمینی) ثبت شده است.

 

کوچه های محله قلعه نو بلداجی(قدیم)

کهنه قلعه بلداجی که فامیلهای صفیان،مردانی،رحمانی،ظهماسبی،نادری،رفیعی و...درآن ساکن شدند شبیه تصویر بالا بوده است که طبقه هم کف محل نگهداری گوسفندان و انبار کاه و گندم و.و طبقه بالا(بالاخانه) محل نشیمن و طبخ غذا و قالی بافی بوده است.تا دهه پنجاه قسمتهایی از این خانه ها پابرجا بوده است که امروزه تنها قسمتی از دیوار دور قلعه باقی مانده است که به نظر میرسد شالوده اصلی این قلعه در دوره صفویه پایه گذاری شده باشد.این قلعه در دوره صفویه تا قاجار محل اسکان ترکان قشقایی بوده است که در اوایل قاجار فامیل های نامبره در اقلعه برجای مانده اسکان می یابند که به نظر می رسد قبل از ورود آنها خالی از سکنه شده است.بعدها با افزایش جمعیت بیرون از کهنه قلعه خانه های دیگر ساخته می شود که امروزه تعدادی از آنها پابرجا هستند که می توان به عمارت مرحوم عبدالجواد حاتمی که طرح ساخت آن مشابه خانه های بالاخانه ای کهنه قلعه می باشد و خانه برادران سبزعلی و فضلعلی مردانی اشاره نمود که قدمتی در حدود صدسال دارند.